افزایش یادگیری کودکان و موفقیت های تحصیلی
0

افزایش یادگیری کودکان یکی از دغدغه های معلمان و والدین است. معلمان و والدین بدون تردید در قبال رشد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان مسئولیت سنگینی دارند. به موازات پیچیده تر شدن جامعه، نقش آنان نیز به همان میزان بغرنج تر می شود. با وجود مسائل عاطفی و اجتماعی که مستقیماً پتانسیل یادگیری کودکان را تحت الشعاع خود قرار می دهد بطور قطع نمی توانیم صرفا با تکیه بر تخصص های دانشگاهی، موفقیت کودکان را در آموزش تضمین کنیم.

هر روز کودکان و نوجوانان بیشتری در حال تجربه انواع استرس ها در تمامی سطوح هستند. از آنجایی که حالات عاطفی و هیجانی کودکان قویاً در چگونگی عملکرد آنها در کلاس درس نقش دارد، ضروری است تا با چگونگی و کیفیت تحول اجتماعی-هیجانی  دانش آموزان آشنا باشیم. برای فعال و موثر بودن در ایفای نقش حرفه ای و تربیتی، نیازمند دسترسی مستقیم به نظریه ها و تحولات علمی اخیر در زمینه روانی- آموزشی شامل؛ نظریه ها و پژوهش های روانشناختی، جامعه شناختی، زیست شناختی و آموزشی می باشیم.

حدود هفت یا هشت سالگی اغلب کودکان قادرند تا زمانی که مسایل در حوزه تجربیات مستقیم آنان قرار دارد به استدلال منطقی بپردازند. تفکر منطقی و عینی نمایانگر تغییر مهمی در تفکر کودکان نسبت به مراحل قبل است.

هوش کلامی یا رشد زبانی و افزایش یادگیری کودکان

رشد زبانی در سالهای نخستین مدرسه شامل بوجود آمدن ظرافت و پیچیدگی زبانی است، توانایی های مکالمه ای کودکان در سال های نخستین مدرسه گسترش می یابد. آنها به طور فزاینده ای پیام ها را تمیز می دهند و در تطبیق گفتارشان با نیازهای شنوندگان خود موفق می شوند.

یکی از مهم ترین فعالیت های کودکان در آموزش و یادگیری توانایی خواندن است و مهارتهای زبانی کودکان یک عامل مهم در تعیین موفقیت آنان در خواندن به شمار می رود. کودکان برای خواندن نیاز به پنج مهارت زبانی دارند:

” تمایز شنیداری، درک شنیداری، کیفیت بیان گفتار، درک واژگان و کاربرد مفاهیم “

کودکانی که این پنج مهارت اساسی را رشد داده اند حتماً در تجربیات خواندن اولیه به موفقیت دست می یابند. کودکانی که مهارت کافی در خواندن ندارند باید آموزش ببینند و تجربه بیشتری پیدا کنند. این پنج مهارت در افزایش یادگیری کودکان بسیار موثرند.

تاثیر بازی در افزایش یادگیری کودکان

از دیگر عوامل موثر در آموزش و افزایش یادگیری کودکان بازی است. پژوهش های انجام شده اهمیت فرصت های بازی را تایید می کند و آن را به سطوح بالاتر تفکر، حل مساله و عملکرد تحصیلی ارتباط می دهد. تحقیقات مختلف نشان داده که توانایی کودکان در بازی موقعیت آنان را در سایر مهارت ها قابل پیش بینی می سازد بگونه ای که در خواندن و نوشتن به شیوه های عالیتر بازی نیاز است.

توانایی های اجتماعی و فکری و افزایش یادگیری کودکان

تجربه موفقیت در سال های نخستین مدرسه نیز از عوامل موثر بر رشد حس کوشایی کودکان به حساب می آید. موفقیت تحصیلی به نوبه خود متاثر از توانایی اجتماعی و فکری، انگیزش و حافظه است. یکی از جالب ترین تعاریف توانایی اجتماعی و فکری در سال های مدرسه از سوی پژوهشگران دانشگاه هاروارد ارائه شد. آنان دریافتند کودکانی که دارای توانایی بالا تشخیص داده شده بودند نسبت به دیگران با احتمال بیشتری می توانستند این کارها را انجام دهند:

  •  توجه بزرگسالان را به شیوه های مثبتی جلب و حفظ کنند.
  •  از کمک بزرگسالان برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند.
  •  احساسات خود را نسبت به بزرگسالان ابراز دارند.
  •  همسالانشان را هدایت و نیز از آنان پیروی کنند
  •  با همسالانشان رقابت کنند
  •  به دلیل پیشرفت در کارها افتخار کنند
  •  نقشهای بزرگسالان را بپذیرند
  •  توانش زبانی خود را نشان دهند
  •  توانش فکری خود را نشان دهند و به تفاوتها توجه کنند
  •  نتایج را پیش بینی کنند
  •  با نماد ها و مفاهیم کار کنند
  •  دیدگاه های دیگران را بپذیرند
  •  تداعیهای جالبی را ارائه دهند
  •  طرح های چند مرحله ای را ارائه دهند و اجرا کنند
  •  همزمان به دو چیز توجه کنند

در سال های نخستین مدرسه توانش های اجتماعی و فکری به گونه هایی که معلمان و مشاهده گران مستقل تعریف می کنند به عملکرد موفقیت آمیز بستگی داشته است.

به منظور موفق شدن در مدرسه و خانه کودکان باید بر محیط مسلط شوند. کودکانی که به این تسلط دست می یابند احساس می کنند که فردی موثرند و این احساس موثر بودن یک انگیزه درونی به شمار می آید. میل درونی برای موثر واقع شدن همراه با خصوصیاتی نظیر کنجکاوی، لذت یادگیری درونی نامیده می شود.

انگیزش درونی زمانی روی می دهد که کودکان می کوشند تجربیات جدیدی را درک کنند. تجربیاتی که به طور مطلوب گوناگونند (نه خیلی غریب و نه خیلی آشنا) سبب می شوند که کودکان کاوش کنند و به تحقیق و تفکر بپردازند. انگیزش درونی از سوی کودکانی ابراز می شود که در معرض محیطی جالب و متنوع قرار گرفته باشند. ویژگی های بی نظیر محیط توجه هر کودک را جلب می کند. به نظر پیاژه و سایر نظریه پردازان شناختی تضاد فکری ناشی از تجربیات جدید می تواند به پیشرفت رشد شناختی کودکان منجر شود.

پژوهشهای دیگر دراین زمینه نشان داد انگیزش درونی در زمانی که کودکان علت رفتارشان را به کوشش، مهارت یا انتخاب اهداف خود نسبت می دهند شکل نیرومندی پیدا می کند. و در زمانی که علت رفتارشان را به عوامل بیرونی نظیر تقاضاها یا پاداشهای بزرگسالان نسبت می دهند شکل ضعیفی پیدا می کند.

روش هایی برای تحریک انگیزش درونی و افزایش یادگیری کودکان

  •  برای تعریف و معرفی مفاهیم جدید از ناهمخوانی ، تعجب و تازگی استفاده کنید.
  •  به کودکان فرصت دهید تا در باره زمینه های فردی خویش که بدان علاقه و کنجکاوی نشان می دهند تحقیق کنند.
  •  به کودکان امکان انتخاب فعالیت های ترجیحی خودشان را بدهید.
  •  جو قابل اعتمادی به وجود آورید به طوری که کودکان نگران پرسیدن سوال یا اشتباه کردن خویش نباشند.
  •  کلماتی وجود دارند که کاربرد آنها در کلاس ممنوع است، کلماتی مانند: نابغه، زیرک و هوشبهر زیرا این مفهوم را القا می کند که موفقیت شما ناشی از استعداد ذاتی شماست و نه یادگیری و تلاش.
  •  برای آموزش مفاهیم مختلف سعی کنید هدف تعیین کنید.

حافظه و نقش آن در افزایش یادگیری کودکان

از دیگر عوامل موفقیت در مدرسه به خاطر آوردن اطلاعات و مفاهیم است. پژوهشها نشان داده اند که استفاده از استراتژی های حافظه، پیشرفت در امر رشد را به دنبال دارد زیرا کودکان از سنین هفت و هشت سالگی می توانند از این استرتژی ها استفاده کنند روش هایی مانند: دادن ارتباط معنایی به موضوعات، رمز گذاری و تصویر سازی ذهنی.

موضوع مهمی که همواره باید در نظر داشت وجود تفاوت ها در کودکان است، اگر در یک کلاس بیست دانش آموز داشته باشید بیست حافظه و ذهن متفاوت دارید که باید آنها را مدیریت کنید. هریک از این کودکان دانش قبلی، اهداف و انگیزه های متفاوتی دارند، بنابراین با روش های متفاوت می توان کودکان را برای آموزش های لازم آماده و مشتاق کرد.

منبع:

پروفسور اف دوان، شل،پروفسور بروکس، دیوید دبلیو، پروفسور ترینین، گای، پروفسور ویلسون، کاتلین ام، پروفسور کافمن، داگلاس اف، دکتر هر، لین ام، الگوی یادگیری یکپارچه (ULM)(1392)، ترجمه: سید محمود هاشمی، فاطمه شعیبی

ریس، کارمن وای، مهارت های روانی آموزشی جهت کمک به دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری: مداخلات شناختی- هیجانی
(۱۳۹۲) ، ترجمه : علی عابدی

آنسلمو، ساندرا (۱۳۷۹)، رشد دوره اولیه کودکی پیش از تولد تا هشت سالگی، ترجمه علی آخشینی.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

0

بالا

X